Problem Solution

broken arm

ضمایر ملکی

متن پادکست

شاگرد:

Hello teacher. How are you today?

معلم:

I’m really well. What happened to you?

شاگرد:

تیچر چیزی نیست. I arm broken

معلم:

You broke your arm? But why?

شاگرد:

من نشکوندم خودش شکست. Yes I broke your arm. 

معلم:

  Not my arm, your arm.

تو باید بگی I broke my arm.

شاگرد:

نفهمیدم چی شد. حالا براتون تعریف کنم یانه؟

معلم:

Yeah go ahead

شاگرد:

دیروز پارک جمشیدیه بودم دیدم چندتا توریست دارن حرف میزنن یهو یکیشون یه من اشاره کرد که میشه از ما عکس بگیری؟

معلم:

How many tourists?

شاگرد:

Five men and two women

معلم:

And then?

شاگرد:

ازش پرسیدم:

Is she wife? 

گفت:

Yes she is my wife. 

بعد دید من حلقه دستمه ازمن پرسید:

Where is your wife?

معلم:

خب خانمت مگه اونجا نبود؟

شاگرد:

نه رفته بود از بوفه نسکافه بگیره. 

معلم:

So what did you answer?

شاگرد:

منم جوگیر شدم خواستم از همسرم تعریف کنم خیال نکنه خبریه. گفتم:

Yes your wife is very very beautiful. I love your wife. 

معلم:

Oh my god.

شاگرد:

نامرد تا اومدم خانومم رو نشون بدم که اونجا دم بوفست. با لگد زد پرت شدم دستم خورد لب سنگای تو پارک شکست.

معلم:

You were lucky he didn’t kill you. 

شاگرد:

Why teacher?

معلم:

تو باید میگفتی:

My wife is really beautiful. I love my wife.

شاگرد:

حالا چه فرقی میکنه زد من رو ناکار کرد.

معلم:

تو به اون گفتی همسر شما زیباست من عاشق همسر شما هستم. باید از My استفاده میکردی نه Your

شاگرد:

چه کاری بودا بیخود خودمو تو دردسر انداختم. 

معلم:

پاشو فعلا برو خونه استراحت کن.

Just don’t forget your homework.

شاگرد:

Yes yes your homework.

معلم:

Not my homework, Your homework

شاگرد:

منم همینو گفتم که.

معلم:

Just leave the class.

Bye.

قسمت های دیگر به زودی منتشر خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

به کمک نیاز دارید؟ با ما در تماس باشید