هر روز، یک ضربه قلم بر بوم هفته است، و هر هفته، یک ملودی که در هماهنگی با ماهها به آواز زیبای سال تبدیل میشود. ماهها، همچون فصول یک کتاب، داستانهایی از رشد، تغییر و تفکر را روایت میکنند. و سالها؟ سالها شاهکار هایی هستند که هرکدام انعکاسی منحصر به فرد از گذشته و آینده ما را به نمایش میگذارند. در این مقاله قصد داریم تا در مورد روزهای هفته به انگلیسی و فارسی صحبت کنیم و همچنین ماه و سالها را نیز به زبان انگلیسی توضیح دهیم.
روزهای هفته به انگلیسی – روزهای هفته به انگلیسی به ترتیب
- Saturday (شنبه)
تلفظ: /ˈsætərdeɪ/
مخفف: Sat
توضیح: اولین روز تعطیلات آخر هفته. - Sunday (یکشنبه)
تلفظ: /ˈsʌndeɪ/
مخفف: Sun
توضیح: روز دوم تعطیلات آخر هفته. - Monday (دوشنبه)
تلفظ: /ˈmʌndeɪ/
مخفف: Mon
توضیح: اولین روز از هفته کاری. - Tuesday (سهشنبه)
تلفظ: /ˈtjuːzdeɪ/
مخفف: Tue
توضیح: دومین روز از هفته کاری. - Wednesday (چهارشنبه)
تلفظ: /ˈwɛnzdeɪ/
مخفف: Wed
توضیح: وسط هفته. - Thursday (پنجشنبه)
تلفظ: /ˈθɜːrzdeɪ/
مخفف: Thu
توضیح: چهارمین روز از هفته. - Friday (جمعه)
تلفظ: /ˈfraɪdeɪ/
مخفف: Fri
توضیح: روز پیش از تعطیلات آخر هفته.
ماه های سال به انگلیسی و معادل فارسی – ماه به انگلیسی
- January (ژانویه)
- تعداد روزها: 31
- تلفظ: /ˈdʒæn.ju.er.i/
- مخفف: Jan
- معادل شمسی: دی
- فصل: زمستان (Winter)
- February (فوریه)
- تعداد روزها: 28 یا 29 (در سال کبیسه)
- تلفظ: /ˈfeb.ruː.er.i/
- مخفف: Feb
- معادل شمسی: بهمن
- فصل: زمستان (Winter)
- March (مارس)
- تعداد روزها: 31
- تلفظ: /mɑːrtʃ/
- مخفف: Mar
- معادل شمسی: اسفند
- فصل: بهار (Spring)
- April (آوریل)
- تعداد روزها: 30
- تلفظ: /ˈeɪ.prəl/
- مخفف: Apr
- معادل شمسی: فروردین
- فصل: بهار (Spring)
- May (مه)
- تعداد روزها: 31
- تلفظ: /meɪ/
- مخفف: May
- معادل شمسی: اردیبهشت
- فصل: بهار (Spring)
- June (ژوئن)
- تعداد روزها: 30
- تلفظ: /dʒuːn/
- مخفف: Jun
- معادل شمسی: خرداد
- فصل: تابستان (Summer)
- July (جولای)
- تعداد روزها: 31
- تلفظ: /dʒʊˈlaɪ/
- مخفف: Jul
- معادل شمسی: تیر
- فصل: تابستان (Summer)
- August (اوت)
- تعداد روزها: 31
- تلفظ: /ˈɔːɡʌst/
- مخفف: Aug
- معادل شمسی: مرداد
- فصل: تابستان (Summer)
- September (سپتامبر)
- تعداد روزها: 30
- تلفظ: /sɛpˈtɛmbər/
- مخفف: Sep
- معادل شمسی: شهریور
- فصل: پاییز (Autumn)
- October (اکتبر)
- تعداد روزها: 31
- تلفظ: /ɒkˈtoʊbər/
- مخفف: Oct
- معادل شمسی: مهر
- فصل: پاییز (Autumn)
- November (نوامبر)
- تعداد روزها: 30
- تلفظ: /noʊˈvɛmbər/
- مخفف: Nov
- معادل شمسی: آبان
- فصل: پاییز (Autumn)
- December (دسامبر)
- تعداد روزها: 31
- تلفظ: /dɪˈsɛmbər/
- مخفف: Dec
- معادل شمسی: آذر
- فصل: زمستان (Winter)
ماه های هفته به انگلیسی
در این قسمت ماه های هفته به انگلیسی را نام بردیم.
تاریخ به انگلیسی
- 1st (اول)
تلفظ: /fɜrst/
مخفف: 1st
ترجمه: اول - 2nd (دوم)
تلفظ: /sɛkənd/
مخفف: 2nd
ترجمه: دوم - 3rd (سوم)
تلفظ: /θɜrd/
مخفف: 3rd
ترجمه: سوم - 4th (چهارم)
تلفظ: /fɔːrθ/
مخفف: 4th
ترجمه: چهارم - 5th (پنجم)
تلفظ: /fɪfθ/
مخفف: 5th
ترجمه: پنجم - 6th (ششم)
تلفظ: /sɪksθ/
مخفف: 6th
ترجمه: ششم - 7th (هفتم)
تلفظ: /ˈsɛvənθ/
مخفف: 7th
ترجمه: هفتم - 8th (هشتم)
تلفظ: /eɪtθ/
مخفف: 8th
ترجمه: هشتم - 9th (نهم)
تلفظ: /nɪnθ/
مخفف: 9th
ترجمه: نهم - 10th (دهم)
تلفظ: /tɛnθ/
مخفف: 10th
ترجمه: دهم - 11th (یازدهم)
تلفظ: /ˈɪlɛvənθ/
مخفف: 11th
ترجمه: یازدهم - 12th (دوازدهم)
تلفظ: /ˈtwɛlfθ/
مخفف: 12th
ترجمه: دوازدهم - 13th (سیزدهم)
تلفظ: /ˈθɜːrtiːnθ/
مخفف: 13th
ترجمه: سیزدهم - 14th (چهاردهم)
تلفظ: /ˈfɔːrtiːnθ/
مخفف: 14th
ترجمه: چهاردهم - 15th (پانزدهم)
تلفظ: /ˈfɪftiːnθ/
مخفف: 15th
ترجمه: پانزدهم - 16th (شانزدهم)
تلفظ: /ˈsɪkstinθ/
مخفف: 16th
ترجمه: شانزدهم - 17th (هفدهم)
تلفظ: /ˈsɛvənˌtinθ/
مخفف: 17th
ترجمه: هفدهم - 18th (هجدهم)
تلفظ: /ˈeɪˌtiːnθ/
مخفف: 18th
ترجمه: هجدهم - 19th (نوزدهم)
تلفظ: /ˈnaɪntiːnθ/
مخفف: 19th
ترجمه: نوزدهم - 20th (بیستم)
تلفظ: /ˈtwɛntiːθ/
مخفف: 20th
ترجمه: بیستم - 21st (بیست و یکم)
تلفظ: /twɛntiː ˈfɜrst/
مخفف: 21st
ترجمه: بیست و یکم - 22nd (بیست و دوم)
تلفظ: /twɛntiː ˈsɛkənd/
مخفف: 22nd
ترجمه: بیست و دوم - 23rd (بیست و سوم)
تلفظ: /twɛntiː ˈθɜrd/
مخفف: 23rd
ترجمه: بیست و سوم - 24th (بیست و چهارم)
تلفظ: /twɛntiː ˈfɔːrθ/
مخفف: 24th
ترجمه: بیست و چهارم - 25th (بیست و پنجم)
تلفظ: /twɛntiː ˈfɪfθ/
مخفف: 25th
ترجمه: بیست و پنجم - 26th (بیست و ششم)
تلفظ: /twɛntiː ˈsɪksθ/
مخفف: 26th
ترجمه: بیست و ششم - 27th (بیست و هفتم)
تلفظ: /twɛntiː ˈsɛvənθ/
مخفف: 27th
ترجمه: بیست و هفتم - 28th (بیست و هشتم)
تلفظ: /twɛntiː ˈeɪtθ/
مخفف: 28th
ترجمه: بیست و هشتم - 29th (بیست و نهم)
تلفظ: /twɛntiː ˈnaɪnθ/
مخفف: 29th
ترجمه: بیست و نهم - 30th (سیام)
تلفظ: /ˈθɜːrtiːθ/
مخفف: 30th
ترجمه: سیام - 31st (سی و یکم)
تلفظ: /ˈθɜːrtiː ˈfɜrst/
مخفف: 31st
ترجمه: سی و یکم
اینها روزهای یک ماه با 31 روز هستند.
سال به زبان انگلیسی
Year (سال)
- تلفظ: /jɪər/
- معادل فارسی: سال
- توضیح: یک سال در تقویم میلادی برابر با 365 یا 366 روز است (در سالهای کبیسه). هر سال به صورت عددی از چهار رقم (مثل 2025) یا ترکیبی از دو عدد (مثل 99 برای 1999) نوشته میشود.
نحوه تلفظ سالها:
برای تلفظ سالها به زبان انگلیسی، از روشهای مختلفی استفاده میشود:
- برای سالهای 1000 تا 1999:
- هر سال را به صورت دو قسمت (دو عدد جداگانه) تلفظ میکنیم.
- برای مثال، سال 1999 را “nineteen ninety-nine” تلفظ میکنیم.
- برای سالهای 2000 تا 2099:
- ابتدا عدد “two thousand” گفته میشود و بعد دو رقم بعدی به صورت جداگانه خوانده میشود.
- برای مثال، سال 2005 را “two thousand and five” تلفظ میکنیم.
- اگر سالی دقیقاً 2000 باشد، فقط به صورت “two thousand” گفته میشود.
- برای سالهای 2100 و بالاتر:
- از روش مشابه با سالهای 1900 تا 1999 استفاده میکنیم، اما به جای “nineteen” از “twenty” یا “twenty-one” و غیره استفاده میکنیم.
- برای مثال، سال 2025 را “twenty twenty-five” تلفظ میکنیم.
نمونهها:
- 2025 (۲۰۲۵)
- تلفظ: /tuː ˈθaʊzənd ˈtwɛnti faɪv/
- معادل فارسی: دو هزار و بیست و پنج
- توضیح: برای سال 2025، ابتدا “two thousand” گفته میشود و بعد دو رقم باقیمانده “twenty-five” تلفظ میشود.
- 1999 (۱۹۹۹)
- تلفظ: /naɪnˈtɪn ˈnaɪnˈtiːn/
- معادل فارسی: هزار و نهصد و نود و نه
- توضیح: برای سال 1999، ابتدا “nineteen” گفته میشود و بعد “ninety-nine” برای دو رقم آخر تلفظ میشود.
- 2000 (۲۰۰۰)
- تلفظ: /tuː ˈθaʊzənd/
- معادل فارسی: دو هزار
- توضیح: سال 2000 تنها به صورت “two thousand” گفته میشود. معمولاً در زبان انگلیسی از “and” در بین هزار و رقمهای بعدی استفاده نمیشود، اما میتوانید بگویید “two thousand and” برای موارد خاص.
- 2010 (۲۰۱۰)
- تلفظ: /tuː ˈθaʊzənd tɛn/
- معادل فارسی: دو هزار و ده
- توضیح: برای سال 2010، ابتدا “two thousand” گفته میشود و بعد “ten” گفته میشود.
نکات خاص:
- در زبان انگلیسی، اگر سالی مانند 2001 باشد، آن را به صورت “two thousand and one” تلفظ میکنیم.
- در برخی موارد غیررسمی، برای سالهای 1900 تا 1999، ممکن است به جای گفتن کامل، از روش کوتاهتری مثل “ninety-nine” برای 1999 استفاده شود.
در مجموع، برای هر سال، بسته به قرن و نحوه نوشتن سال، روشهای مختلفی برای تلفظ آن وجود دارد، که معمولاً به صورت دقیق و جزئی گفته میشود.
اصطلاحات مربوط به روزهای هفته به انگلیسی
Monday morning quarterback
- معنی: کسی که پس از وقوع یک اتفاق نظر میدهد و تحلیل میکند (مثل کسانی که بعد از یک بازی ورزشی نتیجه را تحلیل میکنند).
- توضیح: این اصطلاح معمولاً به افرادی اطلاق میشود که پس از انجام کارها یا اتفاقات به راحتی از اشتباهات یا تصمیمات انتقاد میکنند.
Start the week off right
- معنی: هفته را با انرژی و کار درست آغاز کردن.
- توضیح: به این معنی است که در ابتدای هفته کارها را به درستی شروع کنیم تا نتیجه مثبتتری در ادامه داشته باشیم.
TGIF (Thank God It’s Friday)
- معنی: خدایا شکرت که جمعه شد.
- توضیح: این اصطلاح به معنای خوشحالی و خوشبختی از رسیدن به تعطیلات آخر هفته است. معمولاً در انتهای هفته و برای ابراز خوشحالی از پایان کار هفته استفاده میشود.
Hump day
- معنی: روز چهارشنبه (به ویژه وقتی که گفته میشود “It’s hump day” یا “We’re over the hump”).
- توضیح: این اصطلاح به چهارشنبه اشاره دارد، چرا که چهارشنبه وسط هفته است و بعد از آن، پایان هفته نزدیکتر میشود. معمولاً برای اشاره به این که هفته به نیمه رسیده است استفاده میشود.
A Friday feeling
- معنی: احساس خوبی که در آخر هفته به فرد دست میدهد.
- توضیح: این اصطلاح معمولاً به احساس شادی و راحتی که در روزهای جمعه (یا نزدیک به پایان هفته) ایجاد میشود اشاره دارد.
Weekend warrior
- معنی: فردی که در طول هفته کار میکند و در آخر هفته به ورزش یا فعالیتهای پرانرژی میپردازد.
- توضیح: به فردی اطلاق میشود که در روزهای تعطیل به طور جدی به ورزش یا فعالیتهای دیگر میپردازد.
Blue Monday
- معنی: اولین روز کاری هفته که معمولاً با حس ناخوشایندی همراه است.
- توضیح: اصطلاحی است برای توصیف حس غم و ناراحتی که معمولاً در روزهای دوشنبه وجود دارد، چون اغلب افراد بعد از تعطیلات آخر هفته بازگشت به کار را دشوار میبینند.
Monday blues
- معنی: احساس کسالت یا ناراحتی در روز دوشنبه.
- توضیح: این عبارت برای توصیف حس منفیای است که بسیاری از افراد روز دوشنبه بعد از پایان تعطیلات آخر هفته دارند.
Throwback Thursday (TBT)
- معنی: پنجشنبه بازگشتی (اشتراکگذاری عکسها یا یادآوریهای قدیمی در شبکههای اجتماعی).
- توضیح: این اصطلاح معمولاً در شبکههای اجتماعی برای به اشتراک گذاشتن تصاویر یا خاطرات قدیمی در روز پنجشنبه استفاده میشود.
Sunday Funday
- معنی: روز یکشنبه پر از سرگرمی و تفریح.
- توضیح: این اصطلاح به فعالیتهای تفریحی و سرگرمکنندهای که افراد معمولاً در روزهای یکشنبه انجام میدهند، اشاره دارد.
Take it easy on a Sunday
- معنی: یکشنبه را به آرامی و با استراحت بگذران.
- توضیح: این عبارت به معنای استراحت و نداشتن فشار در روز یکشنبه است، که به طور سنتی روزی برای آرامش است.
Throw a tantrum on a Wednesday
- معنی: روز چهارشنبه، احساس خستگی یا کلافگی از وسط هفته.
- توضیح: این عبارت به معنی برخورد با احساسات منفی و استرس در وسط هفته است که ممکن است افراد تجربه کنند.
Start the week off right
- معنی: هفته را به درستی و با انرژی شروع کردن.
- توضیح: به این معنی است که از روز اول هفته به خوبی و با هدفگذاری درست کارها را آغاز کنیم.
Make it through the week
- معنی: از پس هفته برآمدن، یعنی هفته را به پایان رساندن.
- توضیح: وقتی که هفته به پایان میرسد و شما توانستهاید تمام کارهای خود را انجام دهید یا چالشهای آن را پشت سر بگذارید، از این عبارت استفاده میشود.
A busy week ahead
- معنی: هفتهای پرمشغله در پیش بودن.
- توضیح: این عبارت برای بیان این که در هفته پیش رو، کارهای زیادی در انتظار است، استفاده میشود.
Week by week
- معنی: هفته به هفته.
- توضیح: به روالی گفته میشود که در آن تغییرات یا پیشرفتها به صورت هفتگی اندازهگیری یا اتفاق میافتند. میتواند به معنای رویکرد تدریجی باشد.
In the week ahead
- معنی: در هفته پیش رو.
- توضیح: این عبارت برای اشاره به وقایع یا برنامهها در آینده نزدیک (در هفته بعد) استفاده میشود.
The start of the week
- معنی: شروع هفته.
- توضیح: به روز اول هفته (معمولاً دوشنبه) اشاره دارد و نشان میدهد که باید از این روز برای شروع کارها استفاده کرد.
The end of the week
- معنی: پایان هفته.
- توضیح: به روزهای آخر هفته (پنجشنبه و جمعه) اشاره دارد که معمولاً زمانی برای استراحت و تعطیلات است.
A week off
- معنی: یک هفته تعطیلی.
- توضیح: به یک هفته کامل استراحت یا تعطیلات از کار یا فعالیتهای روزمره اشاره دارد. ممکن است به دلیل سفر یا استراحت باشد.
Weekend warrior
- معنی: فردی که در طول هفته کار میکند و در آخر هفته به فعالیتهای شدید ورزشی یا پرانرژی میپردازد.
- توضیح: این اصطلاح به فردی اطلاق میشود که در تعطیلات آخر هفته فعالیتهای جسمانی یا سرگرمیهای شدید انجام میدهد.
Halfway through the week
- معنی: نیمهراه هفته.
- توضیح: وقتی گفته میشود که به نیمهی هفته رسیدهایم (معمولاً چهارشنبه)، یعنی هنوز کارهای زیادی باقی مانده است.
A long week
- معنی: یک هفته طولانی.
- توضیح: به یک هفته که به دلیل کار زیاد یا چالشها به نظر میرسد زمان طولانیتری از آنچه که هست، کشیده شود.
A short week
- معنی: یک هفته کوتاه.
- توضیح: زمانی که به دلیل تعطیلات یا کار کمتر، هفته به سرعت سپری میشود.
Week in, week out
- معنی: هفته به هفته، بدون وقفه.
- توضیح: این عبارت برای اشاره به فعالیتهایی است که به طور مداوم و بدون تغییر هر هفته انجام میشود.
A week to remember
- معنی: هفتهای که فراموشنشدنی است.
- توضیح: به هفتهای اشاره دارد که در آن اتفاقات ویژه یا خاطرهانگیز افتاده است.
Week on week
- معنی: هفته به هفته، از هفتهای به هفته دیگر.
- توضیح: معمولاً در زمینه پیشرفتها یا تغییرات گفته میشود که از یک هفته به هفته بعد تغییر میکند.
A busy week
- معنی: هفتهای پرمشغله.
- توضیح: این اصطلاح برای زمانی است که کارها و مسئولیتها زیاد است و فرد در هفته شلوغی قرار دارد.
A calm week
- معنی: هفتهای آرام.
- توضیح: برای زمانی استفاده میشود که هفته بدون استرس و فعالیت زیاد سپری میشود.
The week after next
- معنی: هفته پس از هفته آینده.
- توضیح: به هفتهای گفته میشود که پس از هفتهی آینده قرار دارد.
نتیجه گیری در مورد روزهای هفته به انگلیسی
زمان، همچون یک سفر بیپایان، ما را در مسیرهای مختلف از روز به روز، ماه به ماه، و سال به سال میبرد. در این مقاله تلاش کردیم تا روزهای هفته به انگلیسی و فارسی را نام ببریم، و در مورد این موارد اطلاعاتی را منتشر کردیم، شما در مورد روزهای هفته چه اصطلاحاتی بلد هستید، برای ما بنویسید.