تصور کن وارد دنیایی میشی که توش جملهها فقط همون چیزی نیستن که به نظر میرسن. جایی که یه نفر ممکنه بگه “It’s raining cats and dogs” و منظوری کاملاً بیربط به حیوانات داشته باشه! این دنیای جذاب، دنیای اصطلاحات محاورهای انگلیسی—عباراتی که زبان رو زنده، رنگی و پر از شخصیت میکنن.
اصطلاحات محاورهای یا همون idioms، مثل چاشنی توی غذا هستن؛ بدونشون جملهها بیروح و سادهان، اما باهاشون همهچیز طعم و رنگ خاصی پیدا میکنه. این عبارات نهتنها به فهم عمیقتر زبان کمک میکنن، بلکه پلی هستن به فرهنگ، طنز و طرز فکر مردمی که به اون زبان صحبت میکنن.
تو این مطلب، قراره با پرکاربردترین و جالبترین اصطلاحات محاورهای زبان انگلیسی آشنا بشیم—از اونایی که هر روز در مکالمات شنیده میشن، تا عباراتی که ممکنه تو فیلمها و سریالها دیده باشی و برات سوال شده باشه یعنی چی. آمادهای وارد این ماجراجویی زبانی بشیم؟ Let’s dive in!
100 اصطلاح محاورهای انگلیسی با ترجمه فارسی
فهرست مطالب
- Break a leg – موفق باشی! (اصطلاحی برای آرزوی موفقیت)
- Hit the books – شروع به درس خواندن
- Let the cat out of the bag – لو دادن راز
- Spill the beans – لو دادن راز
- Piece of cake – مثل آب خوردن
- Under the weather – کسالت داشتن
- Cost an arm and a leg – خیلی گران بودن
- Hit the sack – رفتن به رختخواب / خوابیدن
- Bite the bullet – تحمل کردن شرایط سخت
- Cut corners – از سر و ته کار زدن
- Sit tight – صبر کردن بدون حرکت
- Up in the air – نامشخص بودن
- On the ball – زرنگ و آماده بودن
- By the book – طبق قانون عمل کردن
- Call it a day – کار را تمام کردن

- Let someone off the hook – از زیر بار مسئولیت در بردن
- Miss the boat – از فرصت جا ماندن
- Blow off steam – تخلیه عصبانیت
- Cut to the chase – رفتن سر اصل مطلب
- Hit the nail on the head – دقیق گفتن / زدن به هدف
- Kick the bucket – مردن
- A blessing in disguise – خیری که در ظاهر شر است
- Better late than never – دیر آمدن بهتر از نیامدن
- Burn the midnight oil – تا دیر وقت کار کردن
- Cry over spilled milk – غصه خوردن برای چیزی که گذشته
- Devil’s advocate – کسی که عمداً مخالفت میکند
- Don’t judge a book by its cover – از روی ظاهر قضاوت نکن
- Feel under the weather – احساس ناخوشی داشتن
- Give someone the cold shoulder – بیمحلی کردن
- Go the extra mile – بیشتر از حد انتظار تلاش کردن
- Hit the road – راهی شدن
- In hot water – در دردسر افتادن
- In the same boat – در یک وضعیت سخت مشابه بودن
- Keep an eye on – مراقبت کردن از
- Kick off – شروع کردن
- Once in a blue moon – خیلی به ندرت
- Out of the blue – ناگهانی
- Pull someone’s leg – شوخی کردن با کسی
- Rain on someone’s parade – خراب کردن حال خوب کسی
- See eye to eye – توافق کامل داشتن
- Speak of the devil – حلالزاده! (وقتی کسی وارد میشود و دربارهاش حرف میزدید)
- Take it easy – راحت باش! / آرام بگیر
- The ball is in your court – نوبت توئه
- The best of both worlds – بهترین ترکیب ممکن
- Time flies – زمان زود میگذرد

- To make a long story short – خلاصهاش کنم
- Touch wood / Knock on wood – چشم نخوره!
- Under your nose – جلوی چشم
- You rock! – خیلی باحالی!
- You bet! – قطعاً!
- Zip your lip – دهنت رو ببند
- Bite off more than you can chew – بیش از توانت مسئولیت قبول کردن
- Get cold feet – ترسیدن و عقبکشیدن
- Go Dutch – دنگی حساب کردن
- Hang in there – طاقت بیار
- Hit the jackpot – خوششانس بودن / برنده شدن
- Jump the gun – زود اقدام کردن
- Keep your chin up – روحیهات رو حفظ کن
- Know the ropes – فوت و فن کار رو بلد بودن
- Leave no stone unturned – همه راهها را امتحان کردن
- Make a scene – قشقرق راه انداختن
- No pain, no gain – بیزحمت، هیچ چیز به دست نمیآد
- Off the record – غیررسمی / محرمانه
- Out of your mind – دیوونهای؟
- Pull yourself together – خودتو جمع و جور کن

- Read between the lines – مفهوم پنهان رو فهمیدن
- Shake a leg – بجنب!
- Sleep on it – بگذار تا فردا فکر کنم
- So far so good – تا حالا که خوب بوده
- Stick to your guns – سر حرفت بمون
- Take a rain check – بعداً انجام دادن
- Throw in the towel – تسلیم شدن
- Too good to be true – باور نکردنی (خیلی خوبه که واقعی باشه)
- Turn a blind eye – نادیده گرفتن
- When pigs fly – وقتی خوکها پرواز کنند (هرگز)
- You nailed it! – زدی به هدف!
- A storm in a teacup – از کاه، کوه ساختن
- Break the ice – شروع مکالمه در موقعیت رسمی
- Call the shots – دستور دادن / کنترل امور
- Cross the line – از حد گذشتن
- Down to earth – واقعبین و فروتن
- Face the music – با پیامد کار روبهرو شدن
- Get the hang of it – یاد گرفتن چیزی
- In the blink of an eye – در یک چشم به هم زدن
- Keep a straight face – نخندیدن / جدی ماندن
- Let sleeping dogs lie – چیزی رو که گذشته، دوباره مطرح نکن
- Make ends meet – دخل و خرج رو با هم جور کردن
- No strings attached – بدون تعهد

- Play it by ear – بداهه عمل کردن
- Put your money where your mouth is – عمل به حرف
- Rain cats and dogs – شدیداً باریدن
- Rock the boat – ایجاد تنش یا مشکل
- The tip of the iceberg – نوک کوه یخ / بخش کوچکی از یک مسئله بزرگ
- Throw someone under the bus – زیرآب کسی رو زدن
- Turn the tables – ورق را برگرداندن
- Up to you – بستگی به تو داره
- Wrap it up – جمعبندی کن / تمومش کن
- Your guess is as good as mine – منم نمیدونم
- A tough cookie – آدم سرسخت
- Back to square one – بازگشت به نقطه شروع
Add fuel to the fire – آتش دعوا را شعلهورتر کردن - Back to the drawing board – شروع دوباره از صفر
- Behind someone’s back – پشت سر کسی
- Break the bank – خیلی گران بودن
- Bring to the table – ارائه دادن (ایده، توانایی، پیشنهاد)
- Brush it off – بیتوجهی کردن
- Call it quits – دست کشیدن / تمام کردن
- Catch someone red-handed – مچ کسی را حین انجام کار خلاف گرفتن

- Chew someone out – دعوا کردن / سرزنش کردن
- Clam up – ساکت شدن ناگهانی
- Come clean – راستشو گفتن
- Couch potato – فرد تنبل و همیشه جلوی تلویزیون
- Cry wolf – دروغ هشدار دادن
- Down in the dumps – افسرده و ناراحت
- Drive someone up the wall – کسی را دیوانه کردن
- Drop the ball – اشتباه بزرگی کردن
- Eat like a horse – پرخور بودن
- Face like thunder – صورت عصبانی
- Fish out of water – فردی که در موقعیتی ناآشنا گیر افتاده
- Fly off the handle – بهشدت عصبانی شدن
- Follow your gut – به حس درونیات اعتماد کن
- Full of hot air – پرحرف و بیفایده
- Get your act together – خودتو جمعوجور کن
- Give it a shot – امتحانش کن
- Go back to square one – برگشتن به نقطه اول
- Go out on a limb – ریسک کردن
- Go with the flow – همراه جریان رفتن / خودتو وفق دادن
- Have a blast – خیلی خوش گذشتن
- Have a sweet tooth – علاقه زیاد به شیرینی
- Have second thoughts – دو دل بودن
- Hit rock bottom – به پایینترین نقطه رسیدن
- Hold your horses – صبر کن / عجله نکن
- In a pickle – در دردسر بودن
- In the long run – در بلندمدت
- In the nick of time – درست سر وقت
- It’s not rocket science – کار سختی نیست
- Jump on the bandwagon – همراه موج شدن / مدگرایی
- Keep it on the down-low – محرمانه نگه داشتن
- Kick up a fuss – جنجال راه انداختن
- Laugh your head off – از خنده رودهبر شدن
- Leave someone hanging – کسی را در انتظار نگه داشتن
- Let it slide – بیخیال شدن

- Lighten up – جدی نگیر / شاد باش
- Lose your cool – از کوره در رفتن
- Make a fuss – نق زدن / شلوغش کردن
اصطلاحات رایج انگلیسی بین جوانان
✅ اصطلاحات رایج بین جوانان انگلیسیزبان + ترجمه فارسی
- Lit – عالی، فوقالعاده (مثلاً مهمونی دیشب lit بود)
- Salty – حرصی، حسود یا ناراحت
- Lowkey – یواشکی / زیاد علنی نیست (مثلاً: I lowkey like her)
- Highkey – کاملاً واضح / برعکس lowkey
- Flex – پُز دادن (مثلاً: He’s just flexing his new phone)
- Ghost someone – غیب شدن و جواب ندادن به کسی (تو پیام یا چت)
- Slay – عالی انجام دادن (مثلاً: You slayed that outfit!)
- Vibe – حس و حال (مثلاً: I like the vibe here)
- Mood – همزادپنداری با یه حالت یا موقعیت (مثلاً دیدن یه عکس خسته و گفتن: mood)
- Stan – طرفدار پر و پا قرص بودن
- Bae – عشق / عزیز دل
- Simp – کسی که زیادی واسه یه نفر (معمولاً دختر) خودشو کوچیک میکنه
- Cap – دروغ (مثلاً: That’s cap یعنی اون دروغه)
- No cap – بدون شوخی / واقعیه
- Tea – شایعه یا اطلاعات داغ (مثلاً: Spill the tea! یعنی بگو ببینم چه خبره)
- Shade – کنایه زدن، طعنه
- Thirsty – محتاج توجه (معمولاً جنسی یا عاطفی)
- Cringe – چیز خیلی ضایع یا شرمآور
- Sus – مشکوک (از suspicious)
- Fire – خیلی خفن یا عالی (مثلاً: That song is fire!)
- Glow up – تغییر مثبت ظاهری یا شخصیتی
- FOMO – ترس از جا موندن (Fear Of Missing Out)
- YOLO – فقط یک بار زندگی میکنی (You Only Live Once)
- Hangry – ترکیب گرسنه و عصبانی (Hungry + Angry)
- Snack – خوشتیپ و جذاب
- Drip – استایل شیک و خاص (لباس و ظاهر)
- Extra – زیادی اغراقآمیز یا نمایشی
- Gucci – خوب و اوکی (مثلاً: Everything’s Gucci)
- Dope – خیلی باحال
- Woke – آگاه و حساس به مسائل اجتماعی
- Clout – شهرت / نفوذ در فضای مجازی
- Suss out – کشف کردن چیزی مشکوک
- Bop – آهنگ باحال و قابل رقص
- Squad – جمع دوستان نزدیک
- Ship – طرفدار یه رابطه عاشقانه بین دو نفر بودن
- Dead – وقتی چیزی خیلی بامزهست (مثلاً: I’m dead 😂)
- Hyped – خیلی هیجانزده
- Tbh – راستشو بخوای (To Be Honest)
- IDC / IDK – اهمیتی نمیدم / نمیدونم (I Don’t Care / I Don’t Know)
- IKR – آره بابا! (I Know, Right?)
- Bruh – داداش / وقتی تعجب یا ناراحتی پیش میاد
- Yeet – پرتاب کردن با انرژی / هیجانزده بودن
- Bet – باشه / قبول!
- Bye Felicia – بیاهمیتی به کسی که میره
- AF – خیلی زیاد (مثلاً: I’m tired AF)
- DM me – دایرکت بده
- Glow down – برعکس glow up، وقتی کسی افت میکنه
- Vibe check – بررسی حس و حال کسی
- Adulting – کارای بزرگسالانه (مثل قبض دادن، سر کار رفتن)
- Main character energy – اعتماد به نفس بالا، طوری که انگار شخصیت اصلی داستانی!

اصطلاحات بامزه انگلیسی
🤹♀️ اصطلاحات بامزه و خندهدار انگلیسی + ترجمه فارسی
- When pigs fly – وقتی خوکها پرواز کنن (یعنی هرگز!)
- Break a leg! – موفق باشی! (نه اینکه واقعاً پات بشکنه 😅)
- It’s raining cats and dogs – داره سگ و گربه میباره! (بارون شدید)
- Don’t cry over spilled milk – برای شیر ریخته گریه نکن! (برای چیزی که گذشته غصه نخور)
- Hold your horses – یواش! عجله نکن!
- Kick the bucket – مردن (طنزآمیز و محاورهای)
- Let the cat out of the bag – لو دادن یه راز
- Put a sock in it – خفه شو! (با حالت شوخی یا بیادبی ملایم)
- Hit the sack – رفتن به رختخواب
- Cat got your tongue? – زبونتو گربه خورده؟ (چرا حرف نمیزنی؟)
- Have a cow – ناراحت و عصبانی شدن شدید (با حالت طنز)
- Go bananas – دیوونه شدن از شادی یا عصبانیت
- Under the weather – مریض یا بیحال بودن
- Bite the bullet – دل به دریا زدن / کاری سخت رو انجام دادن
- Shoot the breeze – چرت و پرت گفتن / گپ دوستانه زدن
- As cool as a cucumber – خیلی خونسرد بودن
- The lights are on but nobody’s home – ظاهرش اینجاست ولی انگار ذهنش خاموشه 😄
- Mad as a hatter – خیلی دیوونه!
- Have ants in your pants – خیلی بیقرار بودن
- Pardon my French! – ببخشید اگه فحش دادم!
- Not the sharpest tool in the shed – خیلی باهوش نیست (با شوخی)
- Smell a rat – مشکوک شدن به چیزی
- Throw someone under the bus – انداختن تقصیر گردن کسی
- All ears – با دقت گوش دادن
- Tongue-tied – زبونش بند اومده
- Like a chicken with its head cut off – بدون هدف و وحشیوار دویدن
- Couch potato – فرد تنبل که فقط تلویزیون میبینه
- Go cold turkey – ترک کردن ناگهانی یک عادت بد
- Monkey see, monkey do – طوطیوار تقلید کردن
- Barking up the wrong tree – اشتباه گرفتن مسیر یا دلیل
- Have a frog in your throat – صدا گرفته / سختی در حرف زدن
- Jump on the bandwagon – همرنگ جماعت شدن
- Cry wolf – الکی هشدار دادن
- Spill the beans – لو دادن راز
- Hit the nail on the head – درست به هدف زدن
- Beat around the bush – طفره رفتن
- Cost an arm and a leg – خیلی گرون بودن
- Get off your high horse – از خر شیطون بیا پایین 😄
- Go the extra mile – بیشتر از حد انتظار تلاش کردن
- Walking on eggshells – خیلی محتاط بودن (که کسی ناراحت نشه)
جمع بندی در مورد اصطلاحات محاوره ای انگلیسی؛ رایج ترین اصطلاحات زبان
اصطلاحات محاورهای عباراتی هستن که معنای ظاهریشون با معنای واقعیشون فرق داره. این اصطلاحات معمولاً در مکالمههای روزمره بین مردم، بهخصوص جوانها استفاده میشن و اغلب بار احساسی یا طنز دارند. یادگیری اونها باعث میشه:
اصطلاحات محاورهای بخش هیجانانگیز زبان انگلیسی هستن که باعث میشن صحبت کردنت زندهتر، باحالتر و واقعیتر بشه. چه برای مهاجرت، چه برای فهم فیلم و آهنگ، یا حتی چت کردن، اگه این اصطلاحات رو بلد باشی، یه قدم از بقیه جلوتری!







